السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

51

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

گفتگوى او را با ابن زياد ميشنوند . سپس ابن زياد گفت : هانى را نزديكتر بياوريد نزديكترش بردند با عصائى كه در دست داشت آنقدر بر بينى و پيشانى و صورت هانى زد كه بينيش شكست و خون بر لباس‌اش ريخت و گوشتهايش صورت و پيشانيش بر محاسنش پاشيده شد و چوب دستى ابن زياد شكست . هانى دست برد و قبضهء شمشير پاسبانى را گرفت ولى پاسبان خود را كنار كشيد ، ابن زياد فرياد زد او را بگيريد هانى را گرفته كشان كشان بيكى از اطاقهاى كاخ انداختند و درش را به روى هانى بستند ابن زياد دستور داد : نگهبانى بر در اطاق گذاشتند ، اسماء بن خارجة برخاست و روى بابن زياد كرده ( و بعضى گفته است كه حسّان بن اسماء بود ) و گفت : مگر ما رسولان مكر بوديم ؟ امير ، تو ما را دستور دادى كه اين مرد را نزد تو